برچسب:
نویسنده: پویان اسماعیلی
از همه کس...
من خیلی به اینکه خدا هست
که حواسش به همه چیزه اعتقاد دارم ...
اما نمیدونم چرا خیلی وقته دیگه صدامو نمیشنوه؟
چرا دیگه منو نمیبینه؟
چرا حواسش به من نیس؟
چیکار کنم که منو ببینه ؟؟؟
چیکار کنم که نجاتم بده از وسط این عذاب ناتموم؟؟
خـــــسته ام و شدیــــــــد به یه معجزه اونم از نوع خداییش نیاز دارم....
کــااااش....
برچسب:
نویسنده: پویان اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پویان اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پویان اسماعیلی
امشب کلی داغون بودم
کلی گریه کردم
کلی هق زدم
ولی مثل همیشه هیچ تاثیری نداشت و آروم نشدم
منم در یک اقدام تروریستی زدم گوشیمو ترکوندم!!
یه جوری داغونش کردم تعمیرگاه که هیچ؛
شرکت سازنده اش هم نمیتونه درستش کنه!
یه کوچولو بهترم الان :)))
خدا از این شبا نصیب هیچکس نکنه
برچسب:
نویسنده: پویان اسماعیلی
انگار یه اجباری هس که بااااید این زندگی رو ادامه داد
حالا با هر خفت و خواری که شده
من در کمال بی عقلیم اعلام میکنم که ایده آلیستم
همه چیزو به بهترین نحو ممکن میخوام و چقدر افتضاحه که حتی در حد معمولی هم انتظاراتم از زندگیم پیش نمیره
خدایا کمکم کن
باهات آشتی کردم نذار به حال خودم بمونم
یه راهکاری
یه روزنه امیدی
یه معجزه ای
خواهش میکنم
تنهام نذار خدا
برچسب:
نویسنده: پویان اسماعیلی
یه پستی گذاشته بود که خیلی دردم اومد از حرفش
اون نخواست
اون نموند
اون همه رویاها و آرزوهایی که براش نقشه کشیده بودیمو گذاشت زیره پاش ، فقط با گفتن اینکه (این رابطه به جایی نمیرسه) !!
و چقدر سخت که اون یه شبه به این نتیجه رسید
و چقدر عذاب آور که من تنها کاری که کردم بغض بود و گفتن اینکه هرطور تو بخوای...
خیلی خودمو کنترل کردم چیزی زیره پستش ننویسم
خیلی...
برچسب:
نویسنده: پویان اسماعیلی
ینی خیلی وقته که زندگی زیاد جالب نمیگذره
نمیخوام چس ناله کنماااا
ولی واقعا کی مسئول اینهمه مصیبت توی زندگی منه؟؟
مامانم؟
بابام؟
دوستام؟
کسی که دوستش داشتم؟
واقعا کی؟؟؟
شایدم خودم...
اما مگه انتخاب من بودن این مصیبتا؟؟
هیچکدوم انتخابم نبودن که حالا بخوام چوبشو بخورم
تازه دارم درک میکنم این جملرو:
(گاهی زندگی کردن بیشتر از خودکشی جرات میخواد)
برچسب:
نویسنده: پویان اسماعیلی